هبوط در کویر
هبوط در كوير
اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن وچه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و
وچه بد بختي ي ازار دهنده اي است تنها خوشبخت بودن.
در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است.در بهار،هر نسيمي كه خود را بر چهره ات
مي زند ياد تنهايي را درسرت بيدار مي كند.
در دردها دوست را خبر نكردن خود يك عشق ورزيدن است.
بي تو من در خلوت اين صحرا،در غربت اين بيابان،در سكوت اين اسمان،در تنهايي اين
بي كسي،نگهبان سكوتم.
اهل زمين دو جورند يا عقل دارند دين ندارند يا دين دارند عقل ندارند.
دلهاي بزرگ و احساس هاي بلند عشق هاي زيبا و پر شكوه مي افرينند،عشق هايي كه
جان دادن در كنارش ارزويي شور انگيز است،اما كدامين معشوق مخاطب راستين چنين
عشقي است.راستي چرا عشق ها واقعي و معشوق ها دروغين.
گل من پر پر نشويكه بلبلي در باز شدن غنچه لبخند تو زبان به سرود باز كرده است،
شمع من خاموش نگردي كه چشمي در پرتو پيوند تو به ديدن امده است،
ساقه ي گلبن بهار من نشكني كه دلي به رويش اميد وار تو دل بسته است.
افتاب من غروب نكني كه شاخه ي افتاب گردان به جستجوي تو سربرداشته است.
خانه اي كه پايه هايش از اعتقاد،ديواره هايش از غرور،سر درش عصيان،درش
تواضع،حريمش ازادي،فضايلش اخلاص،هوايش گرم از عشق روشن از حكمت،:
خانه ي خدا بود
